تبليغاتX
شاهین نجفی
 

این برنامه مصادف با سالروز ۱۸ تیردر فستیوال بخوم توتال برگزار شد .


کنسرت را از اينجا ببینید .



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 4:46  توسط ش. ن  | 

از همين جا ببينيد: 
 

هم زمان با سال روز كشتار دهه ۶۰ خاواران

آوازه خوان در خون

به یاد فریدون فرخزاد :

 از اینجا ببینید

ازاینجا بشنوید

از اینجا هم بی فیلتر بشنوید

می خندیدی اما تو چشات پر غم بود همیشه واست یه قدم تا خوشبختی کم بود

درد یه ملت مث یه غده تو سینه و درک اینکه همیشه یکی توی کمینه

وتاریخ مث یه صفحه روبروت میاد می خوای داد بزنی اما صدات دیگه در نمیاد

فری ولی خوب شد که امروز دیگه نیستی نیستی و بدبختی وفلاکت و ببینی

فری همه خودمونو فروختیم، کسی نیست اینجا همه جانی وجاسوسن یا کاسه لیس

شعر وطن مرد و امروز فقط یه شعاره بی غیرتی امروز مرسومه رو بورسه رو کاره

خوب شد نیستی و ببینی چه خفتیه امروز بی رگ و اخته شدن نعمتیه

تو رفتیو نیستیو ما رو سی سال رقصوندن لژنشین ها هنوز نشستن و خون میخورن

فری تورو روح فروغ دیگه بس کن نخون آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون

تا از آشیانه سویت پر بگیرم از بندم رها ساز تا از غم نمیرم

این آواز غمهاست بر روی لب من یا آوازی تنهاست هم گام شب من

حالا نمیدونم بخندم یا گریه کنم تو آینه خودم و می بینم ،میگم این منم؟

یه عقده مث سنگ شده روی قلبم چی حالا مونده از گذشتم نمی دونم

حالا اگه جلو چشام یه دخترو لخت کنن منم کمک می کنم که بیکینیشو بکنن

پرچم و به باد دادم و از خودم گم شدم با قاتل جوونیم عهد بستم و دس دادم

اونکه عمرمو بر باد داد ،رفیقم شد سی چهل سال هر چی قرقره کردم پس دادم

تو هر شکل و لباس ،مذهبی یا ناسیونالیستم یه چپ پلاستیکی رفرمیستم پوپولیستم

یه نون به نرخ روز خور، یه مار ماهیم من هیچ چیز نیستم همان چیز که تو خواهیم

با اینکه با چشام فقر و بدبختی رو دیدم به ظاهر زار زدم و ته دلم خندیدم

از وطن و تاریخ وملیتم خوندم آخر هفته تو دیسکوها باباکرم رقصیدم

فری تورو روح فروغ ،دیگه بس کن ،نخون آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون

تا از آشیانه سویت پر بگیرم از بندم رها ساز تا از غم نمیرم

این آواز غمهاست بر روی لب من یا آوازی تنهاست هم گام شب من

خواننده شدم و از سینه و باسن و رون خوندم به یاد کافه ها و زنبازی تو تهرون خوندم

درست که میگن تو منو کردی، خواننده بعد تو با کسای دیگه می پرم ،شرمنده

تو که نیستی میرم تو دبی میدم، کنسرت فارسی داره یادم میره اوه مای گاد شت

شاید از سر بیچارگی به هر چی تن میدم چهارده قرنه که دارن تو سرم میزنن

خدایش من چیم ?فری تو بگو من کیم ? فری نشه که به آخر خط برسم کم کم

تو رو کشتن و قهرمان شدی، کف زدن ازما تو رو جون عمو فری از ما بیشتر از این نخواه

آخه زندگی به سبک تو پر دردسره قدم تو راهی که لحظه به لحظه خطره

اصلن من گوسفند بزار چشامو ببندم من اهل سیاست نیستم ببخش شرمندم

فری تورو روح فروغ ،دیگه بس کن، نخون آخه صدات مث عذاب وجدانه واسمون
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:10  توسط ش. ن  | 

به بهانه ی سالمرگ احمد شاملو :

"طرف ما شب نیست

چخماق ها کنار فتیله بی طاقتند ..."

بامداد را اینجا ببینید

بامداد را اینجا بشنوید

یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد

یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد

یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد

یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد

خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق

اون تموم واژها رو دوباره تعبیر کرد

پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند

اون آب و آتشو تو شعر بغل هم نشوند

وقتی هر کی از سایه ی خودش دیگه می ترسه

پشت هر دیوار یک کسی داره می لرزه

وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده

وقتی به هر زن سرکش و یاغی می گن ج ن د ه

فروغ شعرو تو زندگیمون تکثیر کرد

فریدون قصه رو دوباره تصویر کرد

گم نشد ! چشاشو رو مرگ اقاقی ها نبست

نشست ! اما وقتی که پاشو زدن نشست

اون خم نشد ! تو اوج و ایستاده مرد

از خورش درگاه ضحاکی نخورد

پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای

پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای

پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته

پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته

وقتی دجال عشقو کشت و از معنی افتاد

تا از گلوی قناری آوازی در نیاد

شبی که حتا جلاد پای جوخه گریه کرد

نعره ی کاوه مرد و تکبیر سرد

پیچیده توی کوچه پس کوچه ها ی شهر

ننه دریا ٬ پسرای عمو صحرا رو حد زد

روزی که حافظو تو خیابونا چرخوندن

واسه خیام بی خدا حبس تعزیری بریدن

روزی که صادقو به جرم خود کشی کشتن

هرچی سگ ولگرده شده بود تهمتن

ستاره دیگه تو آسمون نبود تو اوین بود

زیر پای تک تک بچه هامون مین بود

تموم پنجره ها بسته شد ! سیاه شد

امید یه نفس راحت کشیدن تباه شد

برادر برادرو فروخت و پدر مادرو

به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو

خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد

ابلیس از غصه مست کرد ! هر چی خورد پس داد

کلمه ها رو که از تو کتابا دیگه شستن

هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن

مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت

و گردن یه عده کلفت شد ! مفت از پول نفت

زنو دستمال پیچوندن و صیغه کردن

زبون سرخ اعتراضو زیر تیغه کردن

ولی من یه نسلم که از اصلم نیفتادم

یه بغض شکسته ام و یه حنجره فریادم

یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم

تو هر شکل و لباسیم و زنم یا مردم

این روزاهم می گذره ! من با این امید زنده ام

این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !

این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !

پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای

پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای

پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته

تو شاعر نسلی هستی که پشتته

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 21:47  توسط ش. ن  |