تبليغاتX
شاهین نجفی

 

        ۱ . حرف ِ زن :                      لینک دانلود آهنگ

        ۲ . ما آخر خطیم :                 لینک دانلود آهنگ 

        ۳ . ما مرد نیستیم :              لینک دانلود آهنگ

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 14:47  توسط ش. ن  | 

به زودی و سر فرصت باید بشينم و از همه ى دوستانى كه به من لطف كردن ، نظر دادن ، نقد نوشتن ٬ توصيه كردن ، نگران من شدن ... همه و همه تشكر كنم .اما خوب کسایی که به یاد من هستن خيلى زيادن . خيلى ها رو اصلا نمى شناسم و اونایی که می شناسم در همين مدت کوتاه ٬ انگار سالهاست كه باهاشون دوست هستم ٬ دوستانی با هر اندیشه و بینشی که بتونید فكرشو كنيد تو این مدت همراهم بودن و اين برام خوشبختى بزرگیه كه از همه ی گرایشات ٬ جدا از مرام فكرى و دسته بندی آشنا داشته باشم . راستش درباره ى خودم بلد نيستم زیاد حرف بزنم، ترجیح می دم تو كارام خودمو توضيح بدم كه گره بخوره به اون من ِ جمعی ! می دونین از وقتی که اینجا می نویسم تا حالا تو این بلاگ جز شعر و خبر چیزی ننوشتم . اما الان اومدم تنها و تنها تشکر کنم از همه ی کسانی که کمک کردن تا صدای من به گوش دیگران برسه . پر توان به راهم ادامه می دم ... دیگه با خیال راحت می شه مرد . جز این صدا که چیزی نمی مونه ... می مونه ؟


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 5:38  توسط ش. ن  | 


خانم آزاده سپهری نقدی به ترانه های گروه تپش 2012 و شاهین نجفی ، یعنی ترانه ی ما مرد نیستیم و ترانه ی حاجی ما آخر خطیم نوشته است که در سایت شبکه ی همبستگی با مبارزات زنان ایران منتشر شده است. من در پاسخ این نقد کامنتی در همان سایت گذاشتم که بعد فکر کردم میشود کمی کامل تر در اینجا بگذارم و کمی وبلاگی با آن برخورد کنیم . این نه به آن روست که به نظرم نقد خانم سپهری نقد خوبی باشد . که نیست. بسیار ضعیف است و گنگ. ولی برای گروه تپش به عنوان گروهی که حرف زیادی برای گفتن دارد و شیوه های نوینی برای گفتن انتخاب میکند ، بسیار ارزش قائلم.خانم سپهری عزیز : نقد شما متاسفانه به طور کل نقد گنگی است . من از خواندن این نقد متوجه شدم که شما چندان از کار گروه تپش 2012 و شاهین نجفی خوشتان نمی آید . که این مسئله ی سلیقه است و حق شماست . ولی دقیقا متوجه نمیشوم چرا این ابراز سلیقه را میخواهید نام نقد به آن بدهید . در جایی مینویسید : ...خود نشانگر این است که ترانه سرا به "مردانگی" اعتقاد دارد و تصویری مثبت از آن در ذهن دارد. سوال من از شما این است که مگر نباید به چیزی به نام " مردانگی " یا " زنانگی" معتقد بود و مگر نباید تصویر مثبتی از این مقوله ها در نظر داشت ؟ این طور که به نظر من میرسد ،" مردانگی " از نظر شما به خودی خود مقوله ای منفی است ؟و نباید کسی به آن اعتقاد داشته باشد و آن را مثبت بداند. در حالی که به نظر من این طور نیست. ما در زبانهای مختلف هم ـ من متاسفانه بجز فارسی فقط به دو زبان سوئدی و انگلیسی آشنایی دارم ـ مترادف مردانگی و زنانگی را داریم و این دو مقوله ابدا بار منفی ندارند. شخصا فکر میکنم که هیچ بار منفی بر دوش مرد بودن و مردانگی نمیتوان گذاشت ، بلکه این فرهنگ مردسالار است که منفی است . و در عجبم که کسی با دیدگاه فمینیستی این دو یعنی مردمداری و مردانگی را یکی بداند . مردانگی به معنی آنچه که به مرد نسبت داده میشود ، به خودی خود دارای بار منفی ـ یا مثبت ـ نیست. این جامعه است که این کلمات را ارزشگذاری میکند. اگر شاهین و تپش 2012 در شعر خود همان نگاه سنتی را به زن ارائه میدادند که خانم ما مرد نیستیم حالا تو بیا و مرد باش ،( همچون مردانی که زنان مورد توجه خود را یک پا مرد مینامند ) تمام بحث شما را درست میدانستم. ولی اتفاقا این شعر معنایی متفاوت با آنچه در سنت به آن عادت داشته ایم میدهد. ما که از مردی مردیم ،لااقل تو زن باش. و اینجاست که به نظر من ، با تمام تعریف های سنتی از مرد و زن مقابله میکند. زن بودن که تا کنون در اندیشه ی سنتی یک ضد ارزش بود ، تا آنجا که هر چه ضعیف و پرهمهمه و بی پرنسیپ است به زن میچسبانند ، در این ترانه به ارزشی برابر ـ و نه بالاتر ـ از مرد بودن تبدیل شده است. "ما توان اجرای نقش خود را نداریم ، تو آنگونه که باید باشی ، باش." این تعریف برابر و زیبا از مقوله های زنانگی و مردانگی را کمتر در ادبیات و بخصوص ترانه های ایرانی میابیم. ترانه های ایرانی اگر خیلی همت کنند ، از زن موجودی ظریف و زیبا میسازند که باید گذاشت تو تاقچه و نگاهش کرد. ترانه ی ما مرد نیستیم زن را به درون میدان میخواند ، و جایگاه او را در میان کارزار میداند. البته در اینجا هم با شما که میگویید که زنان را در کنار گود پنداشته است موافقتی ندارم. در سیر دوران زن همیشه در حاشیه ی انقلابات و تحولات اجتماعی قرار گرفته است یا قرار داده شده . زنان در تمام جهان برای احقاق حقوق خود جنگیده اند ، ولی تلاش زنان ایران برای احقاق حقوق خود به طور مستقیم به مقابله با حکومت می انجامد. به باور من ، ترانه ی ما مرد نیستیم ، نه به کنار گود بودن زنان ، بلکه به حرکت زنان و در میدان بودن زنان باور دارد و این نکته را برجسته میکند.فراموش نکنیم که دختری که پرده اش را میدوزد ، دختری که وضعیت مالی اش اجازه ی این کار را نمیدهد و به خاطر از دست دادن پرده ی بکارت خود سوزی میکند در همین جامعه زندگی میکنند. فراموش نکنیم که زنی که زندگی اش در قابلمه و قوری خلاصه شده است در همین جامعه زندگی میکند. او نه اینکه فقط مادر ما باشد ، شاید خواهر ما و در سن و سال خود ما باشد. فراموش نکنیم که این زنان اکثریت زنان ایران را تشکیل میدهند اینجاست که زن بوی زمین سوخته را میدهد ،و از او به خاطر باج دادن به مردان گله میشود. و این باج دادن نه فقط از طرف زنان عام ، بلکه از طرف زنان فمینیست هم انجام میشود.باز میگویید : ... این ترانه با خطاب قرار دادن زن ایرانی و گفتن اینکه "تو بوی زمین سوخته مون رو میدی خانم/ تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم"، نقش زنان را در تحولات اجتماعی سالهای اخیر نادیده میگیرد. اینجا گفتار شما دقیق نیست . چراو چگونه نتیجه گرفته اید که گفتن کلمات " تو بوی زمین سوخته مون را میدی خانم / والی آخر"نادیده گرفتن نقش زنان در تحولات اجتماعی ـ حالا مربوط به سالهای اخیر یا درکل ـ است ؟ این دو کجا و کی با یکدیگر در منافات قرار گرفتند ؟ باز مینویسید : ...در ضمن من از اساس مخالف به کار بردن فحش و ناسزا در کار ادبی، هنری و یا حتی سیاسی نیستم، ولی اینکه آدم چگونه آن را به کار ببرد، بسیار مهم است. و با این جمله ترانه ی ما آخر خطیم را به لمپنیسم متهم میکنید. شما خود میگویید از به کار بردن فحش و ناسزا در کار مشکلی ندارید ، ( چیزی که در اینجا از آن استفاده نشده است ) ولی با یک ارزش گذاری سنتی پند میدهید که چگونه به کار بردن فحش و ناسزا مهم است ؟ برای من این سوال مطرح میشود که : 1 ـ نعریف شما از لمپنیسم چیست ؟ آیا پرداختن به مسائل جنسی را لمپنیسم میخوانید یا شناسه های دیگری از لمپنیسم دارید و اگر چنین است چرا این شناسه را ارائه نمیدهید . 2 ـ چگونگی کار را روشن نمیکنید. این که میگویید چگونه به کار بردن فحش و ناسزا مهم است لطف کنید و توضیحی دهید که چگونه باید فحش و ناسزا را به کار برد که از طرف شما یا کسانی که مثل شما می اندیشند به برچسب دچار نشد که ترانه ی ما آخر خطیم به دورویی و اخلاق دوگانه ای که مذهب و مذهبیون در میان مردم تبلیغ میکنند و خود از آن پیروی نمیکنند می پردازد. آنان که در منبر یک نوع اخلاق را توصیه میکنند و چون به خلوت میروند دیگرگونه رفتار میکنند . ترانه خشم و بغض زبان جوانانی است که سالهاست شنیده هایش از مذهبیون ـ که حاج آقا خطاب میشود ـ با دیده هایش از عملکرد آنها متفاوت است . جوانی که بابت دیده شدن با یک دختر شلاق میخورد ولی در روزنامه میخواند که سردار مملکتش با چندین زن برهنه دستگیر شده است. ترانه صدای اوست خانم سپهری ، نه صدای آقای فرهیخته ایکه کتاب بی نوایان میخواند . و نه صدای آن مرد میان سالی که در صف نانوایی به سران مملکت فحش میدهد و از بابت به یغما رفتن ثروت ملی برآشفته است. ترانه زبان خشم نسل جوان است خانم سپهری . این ترانه نه لمپنیسم است ، و نه فحش و ناسزا. خشم است و بغض. این خشم و بغض شاید به نظر شما بیجا باشد ، اما تعیین چهارچوب برای آن و تعیین شیوه ی بیان از طرف کسی که ادعای فمینیسم هم میکند برای من بسیار عجیب است .و این کاری است که شما میکنید ، شما دارید برای بیان این خشم و بغض چهارچوب تعیین میکنید خانم سپهری .این با شناختی که من از شما داشتم بسیار فاصله دارد. ولی انسانها تغییر میکنند ... در یک مورد ، و آن انتقاد از حضور ناسیونالیسم در ترانه ها با شما کاملا موافق هستم. که در ترانه ی دوم بسیار مشهود تر است. در ترانه ی اول ـما مرد نیستیم ـ که منافع ملی مطرح میشود ، من مشکلی با شعر ندارم .اگر در یک جا به جد عرب و خلیج عربی اشاره میشود ـ من هم شخصا با عربی خواندن خلیج فارس بسیار مشکل دارم و دفاع از نام خلیج فارس را با منافع ملی ما و نه ناسیونالیسم پیوند میزنم ـ در دنبال همان شعر هم به مسئله ی نفت شمال و دریای خزر که و بخشیدن این دو به روسیه شوروی که ابتدا از سوی حزب توده مطرح شده بود و امروز هم از سوی جمهوری اسلامی تقریبا عملی شده است اشاره میکند. که به نظر من اشاره ای ماهرانه است. اینجا دیگر مسئله ضد عرب بودن مطرح نیست. مسئله بر سر منافع ملی است که بر اساس منافع مقطعی حکومتی به تاراج سپرده می شود. .اما در ترانه ی حاجی ما آخر خطیم و سرو کردن سوسمار و ملخ ، به نظر من به شکل اغراق آمیزی مرزها رعایت نشده است.غذای هر ملتی با آنچه در اختیار دارد مهیا میشود. اگر غذای گیلکی از ماهی و گیاه است و غذای کرد از لبنیات و غذای هر ملتی با آنچه در اختیار دارد رنگ میخورد ، خوردن سوسمار و ملخ ـ من دقیقا نمیدانم آیا واقعا ملت عرب سوسمار و ملخ میخورند یا نه ولی اولین بار با این عبارت سوسمار خور را در ادبیات هدایت روبرو شدم ـ نیز طبق طبیعت کشورهایعرب زبان و دسترسی عرب به آن قابل درک است. ما هرگز به چینی ها برای استفاده از سگ در غذای روزانه شان توهین نمیکنیم. در بسیاری کشورهای آفریقایی سوسک بو داده جزو تنقلات محبوب شمرده میشود و ... و این چیزها هرگز مورد توهین ما قرار نمیگیرد. این قابل درک است که آنچه اسلام به کشور ما تحمیل کرده است ، خشم و غضبی به وجود می آورد و از نظر من نیز پیوند زدن این خشم و غضب با عرب و در پیامد آن عرب ستیز شدن بسیار غیر قابل قبول است. من نیز با این گونه نگاه بسیار مشکل دارم.

از توجه شما متشکرم . مهشید راستی

 از سایت زنانه ها            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 5:36  توسط ش. ن  | 

 
گروه تپش 2012 و شاهین نجفی، خواننده و ترانه سرای گروه، با ترانه رپ "ما مرد نیستیم" چند هفته ای ست بر سر زبانها افتاده اند. در عرض چند هفته دهها هزار نفر کلیپ این ترانه را از طریق یوتیوب دیده و شنیده اند. کمتر سایتی ست که به تبلیغ برای این گروه نپرداخته باشد و مصاحبه ای را با آنها منتشر نکرده باشد. به تازگی یک ترانه دیگر به نام "ما آخر خطیم" از این گروه ارائه داده شده که با استقبال دست اندرکاران سایتهای اینترنتی گوناگون مواجه شده است. اکثر منتقدین ترانه اول این گروه را به عنوان ترانه ای فمینیستی، و ترانه دوم را به عنوان صدای اعتراض جوانان ایرانی معرفی کرده اند. ترانه "ما مرد نیستیم" بر خلاف آنچه در وهله اول به نظر میرسد با فرهنگ فمینیستی بسیار فاصله دارد. گفتن اینکه "ما مرد نیستیم" چون مبارزه نمیکنیم و غیرت نداریم، خود نشانگر این است که ترانه سرا به "مردانگی" اعتقاد دارد و تصویری مثبت از آن در ذهن دارد. این ترانه با اینکه به جنبش زنان ایران تقدیم شده، لحنی طلبکارانه نسبت به جنبش زنان دارد و با بیان اینکه "خانم ما مرد نیستیم رومون خط بکش/ پرچم رو بگیر، خودت بشو رییس جنبش"، اینگونه القا میکند که گویا زنان کنار گود نشسته اند و منتظرند تا مردان به میدان بیایند و حق و حقوق آنها را بگیرند. با اینکه تحولات اجتماعی عظیمی توسط جنبش زنان و به دلیل مقابله هر روزه زنان با نظام جمهوری اسلامی در جامعه ایران شکل گرفته است، این ترانه با خطاب قرار دادن زن ایرانی و گفتن اینکه "تو بوی زمین سوخته مون رو میدی خانم/ تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم"، نقش زنان را در تحولات اجتماعی سالهای اخیر نادیده میگیرد. مسئله دیگری که هم در ترانه "ما مرد نیستیم" و هم در ترانه "ما آخر خطیم" به چشم میخورد و علی همتی در وبلاگش به آن اشاره کرده است، طرز تفکر ناسیونالیستی نهفته در آنهاست. در "ما مرد نیستیم" آمده است: "رستم اگه بود، میگفت جدم عرب بود/ خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود". در "ما آخر خطیم" خطاب به حاجی گفته میشود: "واسه ت پیتزا سوسمار باید سرو بشه/ در اصل کله پاچه ملخ صبحونته". لازم به گفتن نیست که این بیانات نه تنها حاکی از دید ناسیونالیستی ترانه سراست، بلکه نشانه ای ست از عرب ستیزی او. عرب ستیزی نه تنها پدیده ای غیر انسانی ست، بلکه در مملکتی که بخشی هر چند کوچک از آن را عربها تشکیل میدهند، چنین برخوردهایی بسیار غیرمسئولانه است. ترانه "ما مرد نیستیم" با وجود ضعفهای برشمرده، از نظر محتوایی بسی بهتر از ترانه "ما آخر خطیم" است. ترانه "ما آخر خطیم" شدیدا تحت تاثیر فرهنگ لمپنیسم است و صدای مردان جوانی ست که "حیرون زیر کمر"ند و فقط به فکر حال کردن از طریق سکس و مواد مخدر هستند. به این بخشها توجه کنید:

"وقتی فراری چهارده ساله توک میزنی و دم دستی هفت تا زیر خواب داری

تو هم که خودت حیرون زیر کمری و میدونی خماری تو این زمینه بده،

پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و مسببی و آلوده ش شدی؟

حاجی من و تو فرق داریم، من تک پرم ٬ اما تو جوجه کشی داری، صادر می کنی

آخه نوکرتم، تویی که حرم داری  ٬ با دافات نماز جماعت به جا میاری

به ما که می رسی چرا تقوا دست خره ؟ ما چه مونه ؟ چی مون تو حال کردن ازت کمتره ؟

تو که فرق گوشت و انجیرو نمی دونی  میون فرق چند تا سوراخ حیرونی

ببین ما رو با کیا آوردن سیزده بدر  آخه تو چرا شورت پات نیست، بی پدر؟

نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی اینجور راحت درمیاری و هر جا فرو می کنی

(البته بعد سیاسی ش میکند)

همینجوری سی سال بهت دادیم ...، فرصت یه روز می شه که تو هم باید بدی ...، عاقبت "


در ایمیلهایی که با برخی از دوستان داشتم، اولین چیزی که در مقابل انتقادات من می گفتند این بود که تو با سبک رپ آشنایی نداری. دوستی نوشته: "چیزی که ما نباید آن را از نظر دور بداریم، سبک این موسیقی است. این سبک که در حقیقت از گتوهای سیاهپوستان آمریکا برخاسته، مملو از بغض و کینه و ناسزاست". اینکه سبک این موسیقی اینگونه است، دلیلی برای توجیه محتوای آن نیست. اتفاقا بسیاری از فمینیستهای غربی نسبت به بسیاری از ترانه های رپ، بویژه رپ سیاهپوستان آمریکایی، به دلیل زن ستیزی نهفته و یا آشکار آن و افکار خشونت آمیز در آن شدیدا معترض هستند. در ضمن من از اساس مخالف به کار بردن فحش و ناسزا در کار ادبی، هنری و یا حتی سیاسی نیستم، ولی اینکه آدم چگونه آن را به کار ببرد، بسیار مهم است.البته در این ترانه از نظر من فحش و ناسزایی به کار نرفته، بلکه از دید یک لمپن عمدتا به زندگی جنسی آخوندها پرداخته شده است. دوستی دیگر نوشته: "ایشان (یعنی ترانه سرا) به عمد حرفهایی را از دهان یک لمپن زده که باید از دهان فرهیختگان بیرون بیاید" برای اینکه بتواند حرفش را به میان مردم ببرد. به نظر من باید فرق گذاشت بین مردم "عادی" و لمپن. اینکه ما حرفی یا نظری را از زبان یک آدم "عادی" بزنیم، فرق دارد تا از زبان یک لمپن. متاسفانه لمپنیسم در جامعه ما بسیار رواج دارد. بیخود نیست که فیلم اخراجیهای مسعود ده نمکی رکورد پرفروش ترین فیلم را در ایران شکست. این فیلم که دفاعی ست سرسختانه از حزب اللهی ها، فقط به خاطر یکسری متلکهای لمپنی که یکسری لات به همدیگر میگفتند، در بین اقشار مختلف مردم طرفدارانی بسیار پیدا کرد. از یک گروه موسیقی که خود را معترض می داند، بعید است که تبدیل به بلندگوی لمپنها و مروج فرهنگ لمپنیسم شود. لمپنیسم تحت هیچ لوایی قابل دفاع نیست.

آزاده سپهری
azadeh_sepehri@hotmail.com
با تشكر فراوان از خانم آزاده سپهرى براى توجه و نقدشان
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 5:13  توسط ش. ن  | 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 17:23  توسط ش. ن  | 


«نزن، به اون کسی که باور داری، نزن تو دستت قویه، ظریفه صورت این زن
به خدا همه‌ی تنم اینجا داره می‌لرز ه کی گفته پسرامون اوباشن، دخترامون هرزه؟
آره این درد مث یه غده تو سینه‌مه گمون نکن هرچی میگم از روی کینه‌مه
این یه شعر نیست، این یه بغض خفه شده‌ س ترانه نیست این، یه فریاده تو بن‌بست
این یه زخمه که تو خلوت منو می‌خوره تو عمق فاجعه‌ی صورت خونینت می‌بره
تو چشات از حادثه سیاهه، می‌دونم میگن نفس بودنت گناهه، می‌دونم
تو مث مرواریدی ، اما نه واسه زینت ظریفی، زیبایی، گرونی... اینه صحبت
آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره آره تو گناهی؛ گناهی که برکت داره
آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه
نمی‌خوام برام نقش یه دلسوزو بیای بیخود میگی ضعیفم، من شیرم، تو کجایی؟
دیگه نمی‌خوام واسه‌م مرثیه سر کنی همین شعرم میشه واسه تو یه تودهنی
نگاه نکن روسری رو سَرَمه، این جبره من معتقد نیستم که راه‌حلش صبره
این یعنی حقمه زندگی، من یه آدمم بگو می‌خوام ببینم، بگو تو چی از تو کمم
بذار دو دقیقه بگم مث یه زن حرفمو آدم آدمه، تو باید بفهمی دردَمو
قدّ یه تاریخ حقمو گرفتن و بردن نوبتی هم نوبتمه، قدیمیام مردن
تو حق داری هرچی میگی، قانون طرفِته قانون میگه بزن، زدن فقط حرفِته
این سر واسه شکستنه، آره درد می‌کنه بزن، منم حرف می‌زنم ببین کی جون می‌کنه
نمی‌خوام مث همیشه بشنوی گریه‌مو تا وقتی دستت بلند شد ببینی ترسمو
باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحه‌م صدامه، بلند میشه این حق زنه آره می‌جنگم واسه هر چیزی که مال منه
من واسه‌ت چی هستم تو این دنیای وحشی؟ یه چیز میگم زانو بزنی، کم بیاری، تا شی
این آدمیت نیست، مغزتون تو کمرتونه بهتره بچرین، هرزگی آب و نونِتونه
عشق براتون یه حرفه، مضحکه، توخالیه بچه خونه خونواده یه چیزه پوشالیه
اما من گرونم، قیمتم بالا خونَ‌مه آسون به دست نمیاد، این بسته به جونَ‌مه
هر وقت که اراده کردی برات مادر شدماگه جنگ بود پا به پات جنگیدم، خواهر شدم
آره این زن خرد و شکسته همسرته آره این زن که حالا نمی‌شناسی تو، زنته
تجاوز یعنی همین، هر کاری که خواستی کردی با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟
یه روز میشه که تو نمی‌تونی بگی چی بپوشم من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم
من پوششم عوض میشه، تو سطح قضیه اینه تو با مغزه که می‌کنی که تا قیامت همینه
دیگه سنگِ هیچ دستی سرمو نمی‌شکونه کسی دیگه تو گوشم آیه‌ی وحشت نمی‌خونه
تنم لگدمال نگاه هرزگی‌ها نمیشه این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه »



" با تشكر فراوان از پري سا و هادى براى زحمت نوشتن متن "



+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 20:29  توسط ش. ن  | 


اینجا ببینید


http://de.youtube.com/gijgah

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 4:59  توسط ش. ن  | 


پس از موفقیت ترانه رپ “ما مرد نیستیم“، گروه تپش ۲۰۱۲ در آلمان ترانه اجتماعی – انتقادی دیگری را در سایت اینترنتی یوتیوب عرضه کرده است: ترانه‌ای بنام “ما آخر خطیم“ که سراینده و خواننده آن شاهین نجفی است. شاهین نجفی در این رپ صدای اعتراض جوانان را به فساد و دورویی در جامعه ایران بازتاب می‌دهد .

نسلی را که شاهین نجفی، سراینده ترانه رپ “ما آخر خطیم“ به آن تعلق دارد “نسل پس از انقلاب“ نام نهاده‌اند. این نسل در جامعه‌ای رشد یافته که درگیر مسایلی بوده که در تصنیف به آنها اشاره شده، تجربیاتی تکان‌دهنده که نمی‌توان فراموششان کرد. این نسل، مدام با تناقضات درگیر بوده است، تناقض حرف و عمل، تناقض نیت و نتیجه، تناقض ظاهر و باطن. حوادث پشت سر هم می‌آیند و فرصتی نمی‌ماند تا بر سیل رخدادهای متناقض اندیشه شود. غم نان هم هست، و دوندگی‌ای پایان‌ناپذیر که فرصتی برای فکر کردن باقی نمی‌گذارد.

 “ما آخر خطیم“ فریاد جوانانی است که دلسرد از پدر و مادرهایشان‌اند، پدر و مادرهایی که فرزندان خود را به غیرسیاسی بودن و سکوت فرامی‌خوانند تا جانشان را حفظ کنند. این رپ با اعتراض به نسل پیش از خود آغاز می‌شود، که خود خویشتن را “نسل سوخته“ نامیده است. نسلی  که زمانی در پی اصلاح جامعه بود، اما مرعوب قدرت و سرکوب گشت. و حال از فرزندانش هم می‌خواهد که دم برنیاورند

شاهین نجفی در این باره می‌گوید: “اصلا این دیگر در ایران مثال شده که “آقا نسبت به سیاست بی‌توجه باشید، دخالت نکنید،‌ به ما ربطی ندارد، این همه کشته شدند، شما هم کشته می‌شوید، چه چیز عوض شد؟ یکی می‌آید که از آن یکی بدتر است.“ اینها حرفهایی است که امروزه در میان خانواده‌های ایرانی از طرف پدر و مادرها زده می‌شود. از یک طرف قابل درک است؛ به هر حال پدر و مادرند. ولی از یک طرف دیگر این به هر حال انفعال سیاسی‌ای است که در جامعه ما به وجود آمده و این را ما هنوز باور نکرده‌ایم که هیچ کس وضعیت ما را عوض نخواهد کرد، جز خودمان. و مطمئنا ما برای این مسئله که بخواهیم به جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک برسیم، مجبوریم تاوان بدهیم، تاوان مالی، جانی و وقتی. ما ناگزیریم که این کار را بکنیم و هیچ ملتی به آزادی نخواهد رسید، مگر اینکه این مراحل را طی کند.“

به گفته ی شاعر، اگر نسل قدیم انفعال را می‌خواهد، اما نسل جدید فعال و عصیان‌گر است. مخاطبان شعر شاهین نجفی جوانان در ایران هستند. به گفته نجفی ترانه “ما مردنیستیم“، که بخاطر توجهش به جنبش زنان ایران و انتقادش از مردان در ظرف مدت کوتاهی توجه بسیاری از ایرانیان را برانگیخت، نسبت به ترانه رپ جدید او مخاطبان وسیعتری داشت. مخاطبان را زن و مرد و پیر و جوان تشکیل می‌دادند. اما به گفته نجفی “در مورد “ما آخر خطیم“ مخاطبان دست چین‌تر می‌شوند، چون مسئله رک تر است و موضوع شاید موضوع همه نیست و به آن فکر نمی‌کنند، نوع گفتن جوری است که به مذاق همه خوش نمی‌آید. آنهایی که رپ را نمی‌شناسند ممکن است کمی توی ذوقشان بخورد. اما در “ما مرد نیستیم“ این مسئله نبود، رپی احساسی بود که در درونش منطقی بودن مسئله حرکت می‌کرد. اما  “ما آخر خطیم“ طنز تلخی است که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید. در نتیجه مخاطبان ما عموما جوانانی هستند که این اصطلاحات را می‌شناسند و بیشترشان در ایران‌اند.

شکستن تابوها

 

آن مسئله‌ای که در این رپ رک بیان شده چیست که پدر و مادران جلوی فرزندانشان را می‌گیرند تا از آن سخن نگویند؟ مسئله، مسئله‌ای ریشه‌ای است. انتقاد به جامعه است که سنتی و مذهبی است و زمینه را برای روی کار آوردن حکومتی سنتی و مذهبی فراهم کرده است، چیزی که به گفته شاهین نجفی نسل فعال سیاسی پیش از انقلاب به آن بی‌توجه بود.

نجفی در شعر با حاج آقایی حرف می‌زند که جوانان را به تقوی فرامی‌خواند و از ساده‌ترین روابط با جنس مخالف نهی می‌کند، در حالی که خود به هر آنچه که در عرصه روابط جنسی می‌طلبد، عمل می‌نماید. حاجی، همه چیز را برای خود می‌خواهد، مظهر دورویی است و محدود کردن آزادیهای فردی جوانان. به گفته نجفی حاجی نماد یک سیستم فکری است: “من نمی‌خواستم دقیقا اشاره کنم که حتما این شخص یا این طیف یک طیف حکومتی است. نه! من می‌خواستم به این مسئله اشاره کنم که این یک تفکر است، یک نوع تیپ است که اصلا هم ربطی به این ندارد که عمامه سرش باشد. این یک نوع تیپ و سیستم است که در جامعه ما وجود دارد. من معتقدم به اینکه کسی که در رأس قرار گرفته، فقط از اعتقادات و چیزهایی که در جامعه ما ریشه‌ای شده، سوء استفاده می‌کند. وگرنه اگر ما این اعتقادات را نداشتیم، این تابوها برایمان وجود نداشت و مطمئنا کسی نمی‌توانست از ما سوء استفاده کند و با این عنوان جلو بیاید.


 

ما این نیستیم! − واقعا؟

 

در آنجا که شاهین نجفی خشم خود را از دورویی و دروغگویی‌های حاجی بیان می‌کند، می‌توان انعکاس احساسات ناسیونالیسم ایرانی را در شعرش دید.  جامعه‌شناسان به رشد احساسات ناسیونالیستی در میان جوانان ایرانی توجه داده‌اند.  در “ما مرد نیستیم“ نیز این احساسات بازتاب یافته بودند. در “ما آخر خطیم“ حاجی به خوردن “پیتزای سوسمار“ و “کله پاچه ملخ“ دعوت می‌شود. به نظر نجفی نابسامانی‌ها و پلیدی‌های کنونی در جامعه ایران نمی‌تواند برخاسته از “فرهنگ ایرانی“ باشد. وی می‌گوید: “ریشه‌های مذهبی انقدر با فرهنگ اجتماعی مردم قاطی می‌شود و در میان روابط و ضوابط اجتماعی رسوخ می‌کند که جزو سنتهای نانوشته آن جامعه می‌شود. انگار واقعا ما این هستیم. در حالی که ما این نیستیم. از نظر پوشش، تاریخ اثبات می‌کند که ما اینجور نبوده‌ایم و به نوعی این طور شده‌ایم. از نظر اعتقادات نیز، ما این طور نیستیم. چقدر فرق می‌کند که شما از سسیستم فکری‌ای بیایید که در آن دروغ بدترین گناه شمرده می‌شود و بدترین و ناپسندترین عمل!“


معنای "آخر خط"

 

نجفی در رپ “ما آخر خطیم“ به جامعه می‌نگرد و آن را منحط و فاسد می‌بیند، اما ناامید نیست. تا وقتی اعتراض هست، جای امید هم باقی است. وی در مورد انتخاب عنوان شعرش این توضیح را داد: “تصور بکنید شخصی را که در مسائل اقتصادی به انتها رسیده، جامعه‌اش را نگاه می‌کند و می‌بیند که با جامعه‌ای معتاد، سرخورده و غمگین و خشن طرف است. در مسائل جنسی می‌بیند که هیچ امید و شانسی ندارد، حتی اگر بخواهد از طریق راههای مشروع این کار را به نوعی انجام دهد. باز هم به بن‌بست می‌رسد. ازدواج می‌کند و دچار بن بست می‌شود. و این دقیقا تمامیت یک جامعه است که به آخر خط رسیده است. اما این طور نخواهد ماند. همان طور که آخر کار می‌گوید که این طوری نمی ‌ماند. با تمام فجایع و اتفاقاتی که دارد می‌افتد و با اینکه به نوعی به انتهای خط رسیدیم، اما این طور نخواهد ماند و این وضعیت عوض می‌شود.“

قرار است که گروه تپش ۲۰۱۲ در روز شنبه ۵ ژوییه (۱۵ تیر) در فستیوال موسیقی در مرکز شهر بوخوم شرکت کند. از آنجا که آثار این گروه سیاسی-اجتماعی هستند، از آن دعوت کرده‌اند تا برنامه خود را در ساعت ۷ بعدازظهر روی صحنه اصلی فستیوال اجرا کند. تپش ۲۰۱۲ کنسرت خود را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کرده است. امید پوریوسفی، سرپرست گروه تپش در این مورد به دویچه وله گفت: “این کنسرت سه روز پیش از ۱۸ تیر برگزار می‌شود و ما این را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کرده‌ایم. کنسرت ورودیه ندارد و در محیط باز است. امیدوارم که خیلی از هموطنان ما بیایند. فرستنده فرانسوی – آلمانی آرته از این کنسرت گزارش تهیه می‌کند و خوب می‌شود اگر هموطنان ما خیلی بیایند و شرکت کنند. حال از هر گروهی هستند، باشند، مسئله‌ای نیست!“  

 

کیواندخت قهاری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:40  توسط ش. ن  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 19:18  توسط ش. ن  | 


« وقتی چشاتو وا می‌کنی می‌بینی دور و برت

یه مشت جنازه‌ن که می‌زنن توی سرت

از پدر و مادرم یه روز دلسرد میشی

چرا چون اونام می‌خوان مث گوسفند باشی

اما من تو رَگام خون نسل وحشیه

که به اون چیزی که تو داری میگی بی‌اعتقاده

قصه‌ای که چیزی به من یاد نداده

جز فقر و بدبختی و خیلی ساده-

بگم همه چی رو به زوال و فساده

نمونده سلاحی واسه‌مون جز این فریاده

از حرفام ببین حاجی وحشت نکن

ما از دوتا نسلیم، فرق داریم، می‌دونی که چون

زیرآبی میری و زیر و رو همه‌ش می‌کشی

ما نئشهدشنه می‌کشیم پس گوش کن

وقتی فراری چارده‌ساله توك می‌زنی و

دم‌دستی هفت تا زیرخواب داری بده

تو هم که خودت حیرون زیر کمری و

می‌دونی خماری تو این زمینه بده؛

پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و

مسببی و آلوده‌ش شدی؟

حاجی من و تو فرق می‌کنیم، من تک‌پرم

اما تو جوجه‌کشی داری، صادر می‌کنی

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصلته و

تسبیحى تو دستته

که تأثیر داره حتمن تو مخ زدن صیغه‌ایا

از چیزی دم بزن که اگه کره‌خوری بشه اسهال نشى

حاجی بده طمع نکن

حاجی تو می‌دونی چرا تل و کک و بنگ و شیشه،

مثل نقل و نبات تو دستمه

حاجی من می‌دونم نسل‌مون چطور داره نابود میشه

تو دیگه قلع و قمع نکن

میگی:

دیدید آمریکا باعث بدبختیمونه؟

دیدید گوشت و مرغ گرونه، تقصیر اونه؟

میگی:

فقر و فحشا از امثال بوش بود

همه چی درسته، دست اجنبی توش بود

میگی:

هرچی اومد سرمون از استکباره

غارت شدیم عمری، این یعنی استعماره

زندگی نیست این، بردگی تو استثماره

حاجی "نه غربی، نه شرقی" ت فقط یه شعاره

عمو من گشنمه، حق هسته‌ایم چیه؟

هنوز سند خونه‌مون گروئه واسه‌ی دیه

آخه خرو اینجوری خر نمی‌کنن شرمه

هنوز صورتم از سیلی‌های تو گرمه

تو که هم‌وطنی چه گلی به سرم زدی؟

همون چیزایی هم که داشتم ازم گرفتی

جز این حس سرخوردگی چی به من دادی؟

كه همه غوطه بخوریم تو لجن و پلیدی

تو می‌خواستی دین بدی، دنیارم گرفتی

حاجی بی‌رودروایسی بگم: ر.یدی

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

آخه نوکرتم، تویی که حرم داری

با دافات نماز جماعت به‌جا میاری

به ما که می‌رسی چرا تقوا دسته‌خره؟

ما چه‌مونه؟ چی‌مون تو حال کردن ازت کمتره؟

یه زمان تا دسته ما رو  کردی...، نصیحت

خب بذار منم یه بار بکنم...، صحبت

تو که فرق گوشت و انجیرو نمی‌دونی

میون فرق چندتا سوراخ حیرونی

واسه‌ت پیتزا سوسمار باید سرو بشه

در اصل کله‌پاچه ملخ صبحونته، نمی‌دونی

ببین ما رو با کیا آوردن سیزده به در

آخه تو چرا شورت پات نیست بی‌پدر؟

نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی

اینجور راحت در میاری و هرجا فرو می‌کنی

همینجوری سی سال بهت دادیم...، فرصت

یه روز میشه که تو هم باید بدی...، عاقبت

پس واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش

حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟ »


زحمت نوشتن متن را دوست عزيزم هادى كشيده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:2  توسط ش. ن  | 

به اين لينك تشريف ببريد


http://de.youtube.com/gijgah



Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:10  توسط ش. ن  | 


دانلودآهنگ:


http://rapsun.com/article154.html


برای مشاهده و دانلود
در تار نما ى مانى ها كه بايد ازمریم هوله و هومن عزيزى تشكر كنم

http://www.newproline.com/


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:1  توسط ش. ن  | 


 

ما که از مردی مردیم، لااقل تو زن باش

Azadeh@radiozamaneh.com

آهنگ «ما مرد نیستیم» به جنبش زنان ایران تقدیم شده است؛ آهنگی که همراه با کلیپش یک ماه است از طریق ایمیل تبادل می‌شود و کلیپ آن در یوتیوب جزو پربیننده‌هاست. این آهنگ حاصل کار گروه «تپش ۲۰۱۲» است که شعر یا ترانه آن از محدودیت‌های زنان و سختی‌هایی که زنان ایرانی برای زندگی اجتماعی و حتی خصوصی در پیش دارند، می‌گوید.این گروه به زبان فارسی، آلمانی و انگلیسی معمولاً در مورد اوضاع فعلی ایران شعر می‌سرایند و در مورد شرایط اجتماعی و سیاسی جهان با طنز با سبک رپ ترانه‌سرایی می‌کنند. شاهین نجفی گیتاریستی که از ۱۷ سالگی نوازندگی را شروع کرده، در ایران جامعه شناسی خوانده و سه سالی‌ست که در آلمان زندگی می‌کند. او که شاعر هم هست در آلمان با گروه «اینان» و عنوام «شر» همکاری کرده اما بعد از مدتی با آشنا شدن با سرپرست گروه «تپش ۲۰۱۲» در آلمان به این گروه می‌پیوندد. شاهین معتقد است که واقعیت دنیای ما؛ واقعیت خنده دار و طنزآلودی است و دوست دارد این واقعیت را با طنز تلخ در شعرهایش نشان دهد.اما آهنگ «ما مرد نیستیم» کار یک گروه ایرانی- آلمانی است. امید پور یوسفی ۲۲سالی‌ست که در آلمان زندگی می‌کند و در رشته صدابرداری و علوم سیاسی تحصیل کرده و سرپرست گروه «تپش ۲۰۱۲» است.این گروه در دهه نود با خواننده‌هایی که از آمریکا به آلمان می‌رفتند، همکاری می‌کرد. اما در سال ۹۷ کار گروه تعطیل می‌شود و آن‌ها در آلمان شروع به کار می‌کنند.با این حال دو سال است که «تپش» دوباره فعال شده و همین دو سال پیش بود که دولت آلمان برای اولین بار جایزه‌ای را برای موسیقی جهانی اهدا کرد و تپش ۲۰۱۲ موفق شد جایزه World Music را به خاطر کارهای صوتی و تصویری و موسیقی‌اش دریافت کند. امید سرپرست گروه، این اواخر چندین بار به ایران سفر کرده تا وضعیت اجتماعی به خصوص شرایط زنان را از نزدیک حس کند و بعد از این سفرها بود که با همکاری شاهین «ما مرد نیستیم» متولد شد که در فضای رپ ایرانی اتفاق جدیدی محسوب می‌شود. امید و شاهین هر دو پشت خط تلفن رادیو زمانه از شکل‌گیری این آهنگ می‌گویند و مسائل حاشیه‌ای آن.با آن‌ها در مورد جمله‌ای که در شروع کلیپ آهنگ ‌«ما مرد نیستیم» آمده صحبت می‌کنم؛ «تقدیم به جنبش زنان در ایران». از او می‌پرسم از جنبش زنان ایران چه می‌داند؟شاهین می‌گوید: «چیزی که ما الان در ایران می‌شناسیم جنبش زیاد قدیمی نیست. اوایل انقلاب جریانی شروع شد ولی مسیر آن به سرعت عوض شد. ولی روند جدیدی که در ایران هست و و به نوعی با کمپین یک میلیون امضاء رابطه پیدا می‌کند، در نظر من نبود. من جنبش زنان را فقط به این حرکت و اسم مختصر نمی‌کنم؛ بلکه هر جنبش و حرکتی که در ایران وجود دارد و به خاطرش دستگیری‌هایی اتفاق می‌افتد، اهمیت دارد.»


از راست: شاهین نجفی؛ ترانه‌سرا و نوازنده و امید پوریوسفی سرپرست گروه

شاهین به یک مرزبندی درحرکت فعالان زن اشاره می‌کند: «هنوز اعضای جنبش زنان مشخص نکرده‌اند که نگاه انتقادی‌شان به بحث حکومت است یا اسلام؟ بخش‌‌های زیادی وجود دارد که اعضای جنبش هنوز مرزبندی خود را در این زمینه‌ها انجام نداده است.» از دید او نه فقط جنبش زنان، بلکه روشنفکران مذهبی هم هنوز نتوانسته‌اند به این مساله جواب دهند. در آهنگ اخیر او به فعالیت اکبر گنجی روزنامه‌نگار معترض اشاره می‌شود که اگر رستم این روزها بود شاید مثل گنجی کمی‌ کانت و پوپر می‌خواند و اسلام را سکولاریستی تعبیر می‌کرد و قرآن را در هرمنوتیک تفسیر می‌کرد.

ویدیو کلیپ ما مرد نیستیم

امید پوریوسفی سرپرست این گروه قبل از شروع پروژه «تپش ۲۰۱۲» سه بار به ایران سفر کرده: «دوست داشتم خودم یک تصور داشته باشم و شرایط را تجزیه و تحلیل کنم. در همین شرایط بود که از نزدیک فعالیت بخش‌هایی از فعالان جنبش زنان را دیدم و متوجه شدم که زنان نقش بسیار مهمی در شرایط فعلی ایران ایفا می‌کنند.»آهنگ «ما مرد نیستیم» تا امروز چه تاثیری داشته است؟ آیا واکنش خاصی از طرف بخش‌های مختلف و فعال جنبش زنان گرفته‌اید؟شاهین لینک این آهنگ را برای اکثر کسانی که فکر می‌کرده ممکن است به این قضیه حساس باشند، فرستاده‌ است: «حالا فرض می‌کنم که ایمیل من را به هر دلیلی نگرفته‌اند. با این همه به جز کسانی که خارج از ایران هستند مثل نیلوفر بیضایی یا زیبا شیرازی ٬ مریم هوله ، اصولاً کسانی که مستقیما در این رابطه فعال هستند واکنشی نداشتند و نظری نداده‌اند»

شاهین می‌گوید: «برای من جالب بود که احزاب سیاسی و گروه‌های مختلف فعال زنان، نسبت به این مساله هیچ واکنشی نشان ندادند، برخلاف رسانه‌های مهم که این کار را پخش کردند و در مورد آن صحبت کردند. به نوعی برای ما و به خصوص شخص من مشخص شد که ما با چه کسانی مرزبندی داریم، با کی داریم صحبت می‌کنیم و مساله چیست.». او دلیل انعکاس کم این آهنگ را بین اعضای جنبش زنان در این می‌داند که این گروه ‌دست روی مسایلی گذاشته‌اند که شاید برای برخی از فعالان چندان جذاب نیست: «‌با آن‌که ما آقای گنجی را دوست داریم اما چون نسبت به ایشان انتقاد داریم، شاید اعضای جنبش زنان این مساله برایشان جالب نباشد. از طرف دیگر موضع‌گیری ما نسبت به مساله مذهب مشخص و روشن است. برخلاف سکولاریسم اخته‌ای که در داخل ایران صحبت می‌شود که فقط شکل است و محتوای درونی ندارد.» یک آهنگ دیگر از شاهین نجفی‌ وجود دارد که تقدیم شده به «مطربان میهن فروش‌...» که البته بیشتر منظور اهالی موسیقی لس‌آنجلسی است.‌ادبیات این شعر در این کار بسیار متفاوت است. درحالی که قرار است باز هم با یک نقد اجتماعی روبه‌رو شویم ولی کلمات رکیکی که در این آهنگ وجود دارد، باعث می‌شود چیزی از نقد درک نشود. از این کار در یوتیوب هم هیچ استقبالی نشده است. شاهین که قبل از پیوستن به گروه تپش این آهنگ را کار کرده می‌گوید چندین ماه پیش این آهنگ را از سایت‌های مختلف حذف کرده و دیدگاهش در مورد روش نقد اجتماعی کاملا تغییر کرده است: «اگر بخواهم دوباره این کار را بکنم مطمئنم با یک شیوه دیگری این کار را انجام می‌دهم. با این همه همچنان این اعتقاد را دارم که ماهیت موسیقی لس‌آنجلسی منحرف است.»به او می‌گویم: وقتی از جامعه مردسالار گله داری و تمام بحث و حرفت همین هست که خانم‌ ما مرد نیستیم روی ما خط بکش؛ چرا در کاری مثل «مطربان‌...» از ده‌ها فحش و ناسزای ضد زن استفاده می‌کنی؟شاهین می‌گوید: «من موافق نیستم با فحش دادن و این کار را هم باید‌ یک شوخی‌ فرض کنیم. ولی وقتی شما می‌خواهید فحش بدهید به فلانی به قول فیلم "مارمولک" نمی‌گویید که سلام مرا به مادرت برسان. فحش می‌دهید. ما نسبت به خیلی چیزها تابو داریم.»با این همه او این کار را یک تابوشکنی نمی‌داند: «‌یک تجربه بود شاید فقط برای من. می‌خواستم امتحان کنم. ولی از آن دست امتحان‌هایی است که دوباره تکرارش نخواهم کرد.»امید در این زمینه می‌گوید: «‌هنرمندان، یک تکامل را دنبال می‌کنند و شاهین حالا به این مرحله رسیده است و می‌داند از شعر و آهنگ چه می‌خواهد.»شاهین نجفی معتقد است کار آخر آن‌ها «ما مرد نیستیم» شاقول و میزانی شده برای کارهای بعدی گروه «تپش ۲۰۱۲»: «‌حالا دیگر حد و اندازه مخاطبان و همچنین اندازه خودمان را می‌دانیم. اندازه خودمان را می‌دانیم. من به تکنیک و روشی دست پیدا کردم که سعی ‌کنم پنهانی‌تر مسائل را مطرح کنم و به هیچ عنوان در کارهای دیگرم فحش نخواهم داد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 2:3  توسط ش. ن  | 

m.sadeghi dusti nadide amma ashna in matlab ro dar tarnamashun gozashtan ke linkesho paiin neweshtam



بوی زمین سوختمون رو میدی، خانم
  magnify
سلام دوستان
خیلی وقته سرم شلوغه ، شرمنده واقعا.....درسته که حرف واسه گفتن دارم ، ولی اولا که به قول یه بنده خدایی ، ارزش هر دل به حرفهایی هستش که برای نگفتن داره ... ثانیا اینکه فعلا دنبالشم این درسه رو تموم کنم چون کار و برنامه زیاد دارم
ولی یه چیزی دیشب دیدم که پیش خودم گفتم عمرا راه نداره که در موردش ننویسم، شاهکاره... دوست داشتم می نشستم کلی تحلیلش می کردم، اما از اونجایی که سازندش خودش جامعه شناسی خونده ، و متن و پیغام آهنگ ، ساختار موزیکیش ، و ادبیات شعرش اینقدر حرفه ای و فکر شده هست که نیازبه تحلیل نداره،دیگه من هم زیاد مته به خشخاش نمیذارم
فقط اینو بگم ، اگر خواننده یک مرد نبود، اونم مردی با صدای اینقدر مردونه و لوطی وار ، اون پیغامی که برای ما رستمهای امروز داره می فرسته رو، خود من هم از فیلتر فمینیستی می شنیدم و منواینقدر به فکر فرو نمی برد
خلاصش کنم ، طرف سنگ تموم گذشته ، فقط باید با دقت گوش کرد ، و به این نکته هم توجه داشت که موسیقی رپ ، طبیعت تهاجمی داره ، و حجم سنگین انتقاد این آهنگ ، چاشنی تهاجمش باعث این نشه که انصافمون در تحلیل به سد دفاع از این تهاجم بر بخوره
یک کم زیادی پیچیده گفتم بذارین سادش کنم ، این آهنگ در لباس حمایت ، و بزرگ کردن جنبش زنان ، با به کار بردن تشبیه رستم برای مردان جامعه به عنوان ایده ال ،کلیشه ای که نا خودآگاه خود خواننده آهنگ هم در اون قرار می گیره ،فاصله گرفتن مفهوم مرد رو از اون تعریف ایده الیستی/ملی، به چالش گرفته و بعد از گذری مروری بر تیپولوژی مرد در جامعه فعلی( رستم امروزی)، ابهت مرد رو ، بیشتر از همه برای خود شنونده مرد می شکنه .. تا بلکه رستم های شنونده در مورد جایگاه خودشون و فاصله شون از اون ایده ال هایی که مورد قبول خودشون هم هست، کمی ببینن، در نهایت خواننده شنونده مرد رو به سمت "شرمندگی" هدایت می کنه . اینی هم که مخاطب آهنگ زن هستش ، کمک می کنه که مرد، به دور از صحنه توجه و نیاز به پنهان شدن پشت سپر دفاع و تعصب، کمی فرصت فکر کردن داشته باشه
ای بابا ، میخواستم فقط معرفی کنم ها
لینکش رو میذارم اینجا ، ولی چون می دونم تو ایران فیلتره ، متن آهنگ روهم می نویسم، اگر کسی حال کرد می تونه برام پیغام بده توی یاهو براش بفرستم

http://youtube.com/watch?v=Z_qD0eB1_Cc

http://blog.360.yahoo.com/blog-PomAQTc8RLVNA1DQM77spQnhkA--;_ylt=AgaAhybQAfLbKPArVp8kuMi0AOJ3?cq=1


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:4  توسط ش. ن  |