|
۱ . حرف ِ زن : لینک دانلود آهنگ
۲ . ما آخر خطیم : لینک دانلود آهنگ
۳ . ما مرد نیستیم : لینک دانلود آهنگ
به زودی و سر فرصت باید بشينم و از همه ى دوستانى كه به من لطف كردن ، نظر دادن ، نقد نوشتن ٬ توصيه كردن ، نگران من شدن ... همه و همه تشكر كنم .اما خوب کسایی که به یاد من هستن خيلى زيادن . خيلى ها رو اصلا نمى شناسم و اونایی که می شناسم در همين مدت کوتاه ٬ انگار سالهاست كه باهاشون دوست هستم ٬ دوستانی با هر اندیشه و بینشی که بتونید فكرشو كنيد تو این مدت همراهم بودن و اين برام خوشبختى بزرگیه كه از همه ی گرایشات ٬ جدا از مرام فكرى و دسته بندی آشنا داشته باشم . راستش درباره ى خودم بلد نيستم زیاد حرف بزنم، ترجیح می دم تو كارام خودمو توضيح بدم كه گره بخوره به اون من ِ جمعی ! می دونین از وقتی که اینجا می نویسم تا حالا تو این بلاگ جز شعر و خبر چیزی ننوشتم . اما الان اومدم تنها و تنها تشکر کنم از همه ی کسانی که کمک کردن تا صدای من به گوش دیگران برسه . پر توان به راهم ادامه می دم ... دیگه با خیال راحت می شه مرد . جز این صدا که چیزی نمی مونه ... می مونه ؟
از توجه شما متشکرم . مهشید راستی
از سایت زنانه ها
"وقتی فراری چهارده ساله توک میزنی و دم دستی هفت تا زیر خواب داری
تو هم که خودت حیرون زیر کمری و میدونی خماری تو این زمینه بده،
پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و مسببی و آلوده ش شدی؟
حاجی من و تو فرق داریم، من تک پرم ٬ اما تو جوجه کشی داری، صادر می کنی
آخه نوکرتم، تویی که حرم داری ٬ با دافات نماز جماعت به جا میاری
به ما که می رسی چرا تقوا دست خره ؟ ما چه مونه ؟ چی مون تو حال کردن ازت کمتره ؟
تو که فرق گوشت و انجیرو نمی دونی میون فرق چند تا سوراخ حیرونی
ببین ما رو با کیا آوردن سیزده بدر آخه تو چرا شورت پات نیست، بی پدر؟
نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی اینجور راحت درمیاری و هر جا فرو می کنی
(البته بعد سیاسی ش میکند)
همینجوری سی سال بهت دادیم ...، فرصت یه روز می شه که تو هم باید بدی ...، عاقبت "
در ایمیلهایی که با برخی از دوستان داشتم، اولین چیزی که در مقابل انتقادات من می گفتند این بود که تو با سبک رپ آشنایی نداری. دوستی نوشته: "چیزی که ما نباید آن را از نظر دور بداریم، سبک این موسیقی است. این سبک که در حقیقت از گتوهای سیاهپوستان آمریکا برخاسته، مملو از بغض و کینه و ناسزاست". اینکه سبک این موسیقی اینگونه است، دلیلی برای توجیه محتوای آن نیست. اتفاقا بسیاری از فمینیستهای غربی نسبت به بسیاری از ترانه های رپ، بویژه رپ سیاهپوستان آمریکایی، به دلیل زن ستیزی نهفته و یا آشکار آن و افکار خشونت آمیز در آن شدیدا معترض هستند. در ضمن من از اساس مخالف به کار بردن فحش و ناسزا در کار ادبی، هنری و یا حتی سیاسی نیستم، ولی اینکه آدم چگونه آن را به کار ببرد، بسیار مهم است.البته در این ترانه از نظر من فحش و ناسزایی به کار نرفته، بلکه از دید یک لمپن عمدتا به زندگی جنسی آخوندها پرداخته شده است. دوستی دیگر نوشته: "ایشان (یعنی ترانه سرا) به عمد حرفهایی را از دهان یک لمپن زده که باید از دهان فرهیختگان بیرون بیاید" برای اینکه بتواند حرفش را به میان مردم ببرد. به نظر من باید فرق گذاشت بین مردم "عادی" و لمپن. اینکه ما حرفی یا نظری را از زبان یک آدم "عادی" بزنیم، فرق دارد تا از زبان یک لمپن. متاسفانه لمپنیسم در جامعه ما بسیار رواج دارد. بیخود نیست که فیلم اخراجیهای مسعود ده نمکی رکورد پرفروش ترین فیلم را در ایران شکست. این فیلم که دفاعی ست سرسختانه از حزب اللهی ها، فقط به خاطر یکسری متلکهای لمپنی که یکسری لات به همدیگر میگفتند، در بین اقشار مختلف مردم طرفدارانی بسیار پیدا کرد. از یک گروه موسیقی که خود را معترض می داند، بعید است که تبدیل به بلندگوی لمپنها و مروج فرهنگ لمپنیسم شود. لمپنیسم تحت هیچ لوایی قابل دفاع نیست.


«نزن، به اون کسی که باور داری، نزن تو دستت قویه، ظریفه صورت این زن
به خدا همهی تنم اینجا داره میلرز ه کی گفته پسرامون اوباشن، دخترامون هرزه؟
آره این درد مث یه غده تو سینهمه گمون نکن هرچی میگم از روی کینهمه
این یه شعر نیست، این یه بغض خفه شده س ترانه نیست این، یه فریاده تو بنبست
این یه زخمه که تو خلوت منو میخوره تو عمق فاجعهی صورت خونینت میبره
تو چشات از حادثه سیاهه، میدونم میگن نفس بودنت گناهه، میدونم
تو مث مرواریدی ، اما نه واسه زینت ظریفی، زیبایی، گرونی... اینه صحبت
آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره آره تو گناهی؛ گناهی که برکت داره
آره میجنگم واسه هر چیزی که مال منه اسلحهم صدامه، بلند میشه این حق زنه
نمیخوام برام نقش یه دلسوزو بیای بیخود میگی ضعیفم، من شیرم، تو کجایی؟
دیگه نمیخوام واسهم مرثیه سر کنی همین شعرم میشه واسه تو یه تودهنی
نگاه نکن روسری رو سَرَمه، این جبره من معتقد نیستم که راهحلش صبره
این یعنی حقمه زندگی، من یه آدمم بگو میخوام ببینم، بگو تو چی از تو کمم
بذار دو دقیقه بگم مث یه زن حرفمو آدم آدمه، تو باید بفهمی دردَمو
قدّ یه تاریخ حقمو گرفتن و بردن نوبتی هم نوبتمه، قدیمیام مردن
تو حق داری هرچی میگی، قانون طرفِته قانون میگه بزن، زدن فقط حرفِته
این سر واسه شکستنه، آره درد میکنه بزن، منم حرف میزنم ببین کی جون میکنه
نمیخوام مث همیشه بشنوی گریهمو تا وقتی دستت بلند شد ببینی ترسمو
باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن
آدما امروز دوجنسن: یا نامردن یا که زن آره میجنگم واسه هر چیزی که مال منه
اسلحهم صدامه، بلند میشه این حق زنه آره میجنگم واسه هر چیزی که مال منه
من واسهت چی هستم تو این دنیای وحشی؟ یه چیز میگم زانو بزنی، کم بیاری، تا شی
این آدمیت نیست، مغزتون تو کمرتونه بهتره بچرین، هرزگی آب و نونِتونه
عشق براتون یه حرفه، مضحکه، توخالیه بچه خونه خونواده یه چیزه پوشالیه
اما من گرونم، قیمتم بالا خونَمه آسون به دست نمیاد، این بسته به جونَمه
هر وقت که اراده کردی برات مادر شدماگه جنگ بود پا به پات جنگیدم، خواهر شدم
آره این زن خرد و شکسته همسرته آره این زن که حالا نمیشناسی تو، زنته
تجاوز یعنی همین، هر کاری که خواستی کردی با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟
یه روز میشه که تو نمیتونی بگی چی بپوشم من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم
من پوششم عوض میشه، تو سطح قضیه اینه تو با مغزه که میکنی که تا قیامت همینه
دیگه سنگِ هیچ دستی سرمو نمیشکونه کسی دیگه تو گوشم آیهی وحشت نمیخونه
تنم لگدمال نگاه هرزگیها نمیشه این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه
این یه عزم جزمه، طوفان و خاک و آتیشه »
" با تشكر فراوان از پري سا و هادى براى زحمت نوشتن متن "
اینجا ببینید
http://de.youtube.com/gijgah
نسلی را که شاهین نجفی، سراینده ترانه رپ “ما آخر خطیم“ به آن تعلق دارد “نسل پس از انقلاب“ نام نهادهاند. این نسل در جامعهای رشد یافته که درگیر مسایلی بوده که در تصنیف به آنها اشاره شده، تجربیاتی تکاندهنده که نمیتوان فراموششان کرد. این نسل، مدام با تناقضات درگیر بوده است، تناقض حرف و عمل، تناقض نیت و نتیجه، تناقض ظاهر و باطن. حوادث پشت سر هم میآیند و فرصتی نمیماند تا بر سیل رخدادهای متناقض اندیشه شود. غم نان هم هست، و دوندگیای پایانناپذیر که فرصتی برای فکر کردن باقی نمیگذارد.
“ما آخر خطیم“ فریاد جوانانی است که دلسرد از پدر و مادرهایشاناند، پدر و مادرهایی که فرزندان خود را به غیرسیاسی بودن و سکوت فرامیخوانند تا جانشان را حفظ کنند. این رپ با اعتراض به نسل پیش از خود آغاز میشود، که خود خویشتن را “نسل سوخته“ نامیده است. نسلی که زمانی در پی اصلاح جامعه بود، اما مرعوب قدرت و سرکوب گشت. و حال از فرزندانش هم میخواهد که دم برنیاورند
شاهین نجفی در این باره میگوید: “اصلا این دیگر در ایران مثال شده که “آقا نسبت به سیاست بیتوجه باشید، دخالت نکنید، به ما ربطی ندارد، این همه کشته شدند، شما هم کشته میشوید، چه چیز عوض شد؟ یکی میآید که از آن یکی بدتر است.“ اینها حرفهایی است که امروزه در میان خانوادههای ایرانی از طرف پدر و مادرها زده میشود. از یک طرف قابل درک است؛ به هر حال پدر و مادرند. ولی از یک طرف دیگر این به هر حال انفعال سیاسیای است که در جامعه ما به وجود آمده و این را ما هنوز باور نکردهایم که هیچ کس وضعیت ما را عوض نخواهد کرد، جز خودمان. و مطمئنا ما برای این مسئله که بخواهیم به جامعهای آزاد و دموکراتیک برسیم، مجبوریم تاوان بدهیم، تاوان مالی، جانی و وقتی. ما ناگزیریم که این کار را بکنیم و هیچ ملتی به آزادی نخواهد رسید، مگر اینکه این مراحل را طی کند.“
به گفته ی شاعر، اگر نسل قدیم انفعال را میخواهد، اما نسل جدید فعال و عصیانگر است. مخاطبان شعر شاهین نجفی جوانان در ایران هستند. به گفته نجفی ترانه “ما مردنیستیم“، که بخاطر توجهش به جنبش زنان ایران و انتقادش از مردان در ظرف مدت کوتاهی توجه بسیاری از ایرانیان را برانگیخت، نسبت به ترانه رپ جدید او مخاطبان وسیعتری داشت. مخاطبان را زن و مرد و پیر و جوان تشکیل میدادند. اما به گفته نجفی “در مورد “ما آخر خطیم“ مخاطبان دست چینتر میشوند، چون مسئله رک تر است و موضوع شاید موضوع همه نیست و به آن فکر نمیکنند، نوع گفتن جوری است که به مذاق همه خوش نمیآید. آنهایی که رپ را نمیشناسند ممکن است کمی توی ذوقشان بخورد. اما در “ما مرد نیستیم“ این مسئله نبود، رپی احساسی بود که در درونش منطقی بودن مسئله حرکت میکرد. اما “ما آخر خطیم“ طنز تلخی است که شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید. در نتیجه مخاطبان ما عموما جوانانی هستند که این اصطلاحات را میشناسند و بیشترشان در ایراناند.
شکستن تابوها
آن مسئلهای که در این رپ رک بیان شده چیست که پدر و مادران جلوی فرزندانشان را میگیرند تا از آن سخن نگویند؟ مسئله، مسئلهای ریشهای است. انتقاد به جامعه است که سنتی و مذهبی است و زمینه را برای روی کار آوردن حکومتی سنتی و مذهبی فراهم کرده است، چیزی که به گفته شاهین نجفی نسل فعال سیاسی پیش از انقلاب به آن بیتوجه بود.
نجفی در شعر با حاج آقایی حرف میزند که جوانان را به تقوی فرامیخواند و از سادهترین روابط با جنس مخالف نهی میکند، در حالی که خود به هر آنچه که در عرصه روابط جنسی میطلبد، عمل مینماید. حاجی، همه چیز را برای خود میخواهد، مظهر دورویی است و محدود کردن آزادیهای فردی جوانان. به گفته نجفی حاجی نماد یک سیستم فکری است: “من نمیخواستم دقیقا اشاره کنم که حتما این شخص یا این طیف یک طیف حکومتی است. نه! من میخواستم به این مسئله اشاره کنم که این یک تفکر است، یک نوع تیپ است که اصلا هم ربطی به این ندارد که عمامه سرش باشد. این یک نوع تیپ و سیستم است که در جامعه ما وجود دارد. من معتقدم به اینکه کسی که در رأس قرار گرفته، فقط از اعتقادات و چیزهایی که در جامعه ما ریشهای شده، سوء استفاده میکند. وگرنه اگر ما این اعتقادات را نداشتیم، این تابوها برایمان وجود نداشت و مطمئنا کسی نمیتوانست از ما سوء استفاده کند و با این عنوان جلو بیاید.
ما این نیستیم! − واقعا؟
در آنجا که شاهین نجفی خشم خود را از دورویی و دروغگوییهای حاجی بیان میکند، میتوان انعکاس احساسات ناسیونالیسم ایرانی را در شعرش دید. جامعهشناسان به رشد احساسات ناسیونالیستی در میان جوانان ایرانی توجه دادهاند. در “ما مرد نیستیم“ نیز این احساسات بازتاب یافته بودند. در “ما آخر خطیم“ حاجی به خوردن “پیتزای سوسمار“ و “کله پاچه ملخ“ دعوت میشود. به نظر نجفی نابسامانیها و پلیدیهای کنونی در جامعه ایران نمیتواند برخاسته از “فرهنگ ایرانی“ باشد. وی میگوید: “ریشههای مذهبی انقدر با فرهنگ اجتماعی مردم قاطی میشود و در میان روابط و ضوابط اجتماعی رسوخ میکند که جزو سنتهای نانوشته آن جامعه میشود. انگار واقعا ما این هستیم. در حالی که ما این نیستیم. از نظر پوشش، تاریخ اثبات میکند که ما اینجور نبودهایم و به نوعی این طور شدهایم. از نظر اعتقادات نیز، ما این طور نیستیم. چقدر فرق میکند که شما از سسیستم فکریای بیایید که در آن دروغ بدترین گناه شمرده میشود و بدترین و ناپسندترین عمل!“
معنای "آخر خط"
نجفی در رپ “ما آخر خطیم“ به جامعه مینگرد و آن را منحط و فاسد میبیند، اما ناامید نیست. تا وقتی اعتراض هست، جای امید هم باقی است. وی در مورد انتخاب عنوان شعرش این توضیح را داد: “تصور بکنید شخصی را که در مسائل اقتصادی به انتها رسیده، جامعهاش را نگاه میکند و میبیند که با جامعهای معتاد، سرخورده و غمگین و خشن طرف است. در مسائل جنسی میبیند که هیچ امید و شانسی ندارد، حتی اگر بخواهد از طریق راههای مشروع این کار را به نوعی انجام دهد. باز هم به بنبست میرسد. ازدواج میکند و دچار بن بست میشود. و این دقیقا تمامیت یک جامعه است که به آخر خط رسیده است. اما این طور نخواهد ماند. همان طور که آخر کار میگوید که این طوری نمی ماند. با تمام فجایع و اتفاقاتی که دارد میافتد و با اینکه به نوعی به انتهای خط رسیدیم، اما این طور نخواهد ماند و این وضعیت عوض میشود.“
قرار است که گروه تپش ۲۰۱۲ در روز شنبه ۵ ژوییه (۱۵ تیر) در فستیوال موسیقی در مرکز شهر بوخوم شرکت کند. از آنجا که آثار این گروه سیاسی-اجتماعی هستند، از آن دعوت کردهاند تا برنامه خود را در ساعت ۷ بعدازظهر روی صحنه اصلی فستیوال اجرا کند. تپش ۲۰۱۲ کنسرت خود را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کرده است. امید پوریوسفی، سرپرست گروه تپش در این مورد به دویچه وله گفت: “این کنسرت سه روز پیش از ۱۸ تیر برگزار میشود و ما این را به جنبش دانشجویی ایران تقدیم کردهایم. کنسرت ورودیه ندارد و در محیط باز است. امیدوارم که خیلی از هموطنان ما بیایند. فرستنده فرانسوی – آلمانی آرته از این کنسرت گزارش تهیه میکند و خوب میشود اگر هموطنان ما خیلی بیایند و شرکت کنند. حال از هر گروهی هستند، باشند، مسئلهای نیست!“
کیواندخت قهاری

« وقتی چشاتو وا میکنی میبینی دور و برت
یه مشت جنازهن که میزنن توی سرت
از پدر و مادرم یه روز دلسرد میشی
چرا چون اونام میخوان مث گوسفند باشی
اما من تو رَگام خون نسل وحشیه
که به اون چیزی که تو داری میگی بیاعتقاده
قصهای که چیزی به من یاد نداده
جز فقر و بدبختی و خیلی ساده-
بگم همه چی رو به زوال و فساده
نمونده سلاحی واسهمون جز این فریاده
از حرفام ببین حاجی وحشت نکن
ما از دوتا نسلیم، فرق داریم، میدونی که چون
زیرآبی میری و زیر و رو همهش میکشی
ما نئشهدشنه میکشیم پس گوش کن
وقتی فراری چاردهساله توك میزنی و
دمدستی هفت تا زیرخواب داری بده
تو هم که خودت حیرون زیر کمری و
میدونی خماری تو این زمینه بده؛
پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و
مسببی و آلودهش شدی؟
حاجی من و تو فرق میکنیم، من تکپرم
اما تو جوجهکشی داری، صادر میکنی
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصلته و
تسبیحى تو دستته
که تأثیر داره حتمن تو مخ زدن صیغهایا
از چیزی دم بزن که اگه کرهخوری بشه اسهال نشى
حاجی بده طمع نکن
حاجی تو میدونی چرا تل و کک و بنگ و شیشه،
مثل نقل و نبات تو دستمه
حاجی من میدونم نسلمون چطور داره نابود میشه
تو دیگه قلع و قمع نکن
میگی:
دیدید آمریکا باعث بدبختیمونه؟
دیدید گوشت و مرغ گرونه، تقصیر اونه؟
میگی:
فقر و فحشا از امثال بوش بود
همه چی درسته، دست اجنبی توش بود
میگی:
هرچی اومد سرمون از استکباره
غارت شدیم عمری، این یعنی استعماره
زندگی نیست این، بردگی تو استثماره
حاجی "نه غربی، نه شرقی" ت فقط یه شعاره
عمو من گشنمه، حق هستهایم چیه؟
هنوز سند خونهمون گروئه واسهی دیه
آخه خرو اینجوری خر نمیکنن شرمه
هنوز صورتم از سیلیهای تو گرمه
تو که هموطنی چه گلی به سرم زدی؟
همون چیزایی هم که داشتم ازم گرفتی
جز این حس سرخوردگی چی به من دادی؟
كه همه غوطه بخوریم تو لجن و پلیدی
تو میخواستی دین بدی، دنیارم گرفتی
حاجی بیرودروایسی بگم: ر.یدی
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
آخه نوکرتم، تویی که حرم داری
با دافات نماز جماعت بهجا میاری
به ما که میرسی چرا تقوا دستهخره؟
ما چهمونه؟ چیمون تو حال کردن ازت کمتره؟
یه زمان تا دسته ما رو کردی...، نصیحت
خب بذار منم یه بار بکنم...، صحبت
تو که فرق گوشت و انجیرو نمیدونی
میون فرق چندتا سوراخ حیرونی
واسهت پیتزا سوسمار باید سرو بشه
در اصل کلهپاچه ملخ صبحونته، نمیدونی
ببین ما رو با کیا آوردن سیزده به در
آخه تو چرا شورت پات نیست بیپدر؟
نه شایدم تیزبازیه، بچه زرنگی
اینجور راحت در میاری و هرجا فرو میکنی
همینجوری سی سال بهت دادیم...، فرصت
یه روز میشه که تو هم باید بدی...، عاقبت
پس واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟
حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟ »
زحمت نوشتن متن را دوست عزيزم هادى كشيده است .
آهنگ «ما مرد نیستیم» به جنبش زنان ایران تقدیم شده است؛ آهنگی که همراه با کلیپش یک ماه است از طریق ایمیل تبادل میشود و کلیپ آن در یوتیوب جزو پربینندههاست. این آهنگ حاصل کار گروه «تپش ۲۰۱۲» است که شعر یا ترانه آن از محدودیتهای زنان و سختیهایی که زنان ایرانی برای زندگی اجتماعی و حتی خصوصی در پیش دارند، میگوید.این گروه به زبان فارسی، آلمانی و انگلیسی معمولاً در مورد اوضاع فعلی ایران شعر میسرایند و در مورد شرایط اجتماعی و سیاسی جهان با طنز با سبک رپ ترانهسرایی میکنند. شاهین نجفی گیتاریستی که از ۱۷ سالگی نوازندگی را شروع کرده، در ایران جامعه شناسی خوانده و سه سالیست که در آلمان زندگی میکند. او که شاعر هم هست در آلمان با گروه «اینان» و عنوام «شر» همکاری کرده اما بعد از مدتی با آشنا شدن با سرپرست گروه «تپش ۲۰۱۲» در آلمان به این گروه میپیوندد. شاهین معتقد است که واقعیت دنیای ما؛ واقعیت خنده دار و طنزآلودی است و دوست دارد این واقعیت را با طنز تلخ در شعرهایش نشان دهد.اما آهنگ «ما مرد نیستیم» کار یک گروه ایرانی- آلمانی است. امید پور یوسفی ۲۲سالیست که در آلمان زندگی میکند و در رشته صدابرداری و علوم سیاسی تحصیل کرده و سرپرست گروه «تپش ۲۰۱۲» است.این گروه در دهه نود با خوانندههایی که از آمریکا به آلمان میرفتند، همکاری میکرد. اما در سال ۹۷ کار گروه تعطیل میشود و آنها در آلمان شروع به کار میکنند.با این حال دو سال است که «تپش» دوباره فعال شده و همین دو سال پیش بود که دولت آلمان برای اولین بار جایزهای را برای موسیقی جهانی اهدا کرد و تپش ۲۰۱۲ موفق شد جایزه World Music را به خاطر کارهای صوتی و تصویری و موسیقیاش دریافت کند. امید سرپرست گروه، این اواخر چندین بار به ایران سفر کرده تا وضعیت اجتماعی به خصوص شرایط زنان را از نزدیک حس کند و بعد از این سفرها بود که با همکاری شاهین «ما مرد نیستیم» متولد شد که در فضای رپ ایرانی اتفاق جدیدی محسوب میشود. امید و شاهین هر دو پشت خط تلفن رادیو زمانه از شکلگیری این آهنگ میگویند و مسائل حاشیهای آن.با آنها در مورد جملهای که در شروع کلیپ آهنگ «ما مرد نیستیم» آمده صحبت میکنم؛ «تقدیم به جنبش زنان در ایران». از او میپرسم از جنبش زنان ایران چه میداند؟شاهین میگوید: «چیزی که ما الان در ایران میشناسیم جنبش زیاد قدیمی نیست. اوایل انقلاب جریانی شروع شد ولی مسیر آن به سرعت عوض شد. ولی روند جدیدی که در ایران هست و و به نوعی با کمپین یک میلیون امضاء رابطه پیدا میکند، در نظر من نبود. من جنبش زنان را فقط به این حرکت و اسم مختصر نمیکنم؛ بلکه هر جنبش و حرکتی که در ایران وجود دارد و به خاطرش دستگیریهایی اتفاق میافتد، اهمیت دارد.»

از راست: شاهین نجفی؛ ترانهسرا و نوازنده و امید پوریوسفی سرپرست گروه
شاهین به یک مرزبندی درحرکت فعالان زن اشاره میکند: «هنوز اعضای جنبش زنان مشخص نکردهاند که نگاه انتقادیشان به بحث حکومت است یا اسلام؟ بخشهای زیادی وجود دارد که اعضای جنبش هنوز مرزبندی خود را در این زمینهها انجام نداده است.» از دید او نه فقط جنبش زنان، بلکه روشنفکران مذهبی هم هنوز نتوانستهاند به این مساله جواب دهند. در آهنگ اخیر او به فعالیت اکبر گنجی روزنامهنگار معترض اشاره میشود که اگر رستم این روزها بود شاید مثل گنجی کمی کانت و پوپر میخواند و اسلام را سکولاریستی تعبیر میکرد و قرآن را در هرمنوتیک تفسیر میکرد.
ویدیو کلیپ ما مرد نیستیم
امید پوریوسفی سرپرست این گروه قبل از شروع پروژه «تپش ۲۰۱۲» سه بار به ایران سفر کرده: «دوست داشتم خودم یک تصور داشته باشم و شرایط را تجزیه و تحلیل کنم. در همین شرایط بود که از نزدیک فعالیت بخشهایی از فعالان جنبش زنان را دیدم و متوجه شدم که زنان نقش بسیار مهمی در شرایط فعلی ایران ایفا میکنند.»آهنگ «ما مرد نیستیم» تا امروز چه تاثیری داشته است؟ آیا واکنش خاصی از طرف بخشهای مختلف و فعال جنبش زنان گرفتهاید؟شاهین لینک این آهنگ را برای اکثر کسانی که فکر میکرده ممکن است به این قضیه حساس باشند، فرستاده است: «حالا فرض میکنم که ایمیل من را به هر دلیلی نگرفتهاند. با این همه به جز کسانی که خارج از ایران هستند مثل نیلوفر بیضایی یا زیبا شیرازی ٬ مریم هوله ، اصولاً کسانی که مستقیما در این رابطه فعال هستند واکنشی نداشتند و نظری ندادهاند»
شاهین میگوید: «برای من جالب بود که احزاب سیاسی و گروههای مختلف فعال زنان، نسبت به این مساله هیچ واکنشی نشان ندادند، برخلاف رسانههای مهم که این کار را پخش کردند و در مورد آن صحبت کردند. به نوعی برای ما و به خصوص شخص من مشخص شد که ما با چه کسانی مرزبندی داریم، با کی داریم صحبت میکنیم و مساله چیست.». او دلیل انعکاس کم این آهنگ را بین اعضای جنبش زنان در این میداند که این گروه دست روی مسایلی گذاشتهاند که شاید برای برخی از فعالان چندان جذاب نیست: «با آنکه ما آقای گنجی را دوست داریم اما چون نسبت به ایشان انتقاد داریم، شاید اعضای جنبش زنان این مساله برایشان جالب نباشد. از طرف دیگر موضعگیری ما نسبت به مساله مذهب مشخص و روشن است. برخلاف سکولاریسم اختهای که در داخل ایران صحبت میشود که فقط شکل است و محتوای درونی ندارد.» یک آهنگ دیگر از شاهین نجفی وجود دارد که تقدیم شده به «مطربان میهن فروش...» که البته بیشتر منظور اهالی موسیقی لسآنجلسی است.ادبیات این شعر در این کار بسیار متفاوت است. درحالی که قرار است باز هم با یک نقد اجتماعی روبهرو شویم ولی کلمات رکیکی که در این آهنگ وجود دارد، باعث میشود چیزی از نقد درک نشود. از این کار در یوتیوب هم هیچ استقبالی نشده است. شاهین که قبل از پیوستن به گروه تپش این آهنگ را کار کرده میگوید چندین ماه پیش این آهنگ را از سایتهای مختلف حذف کرده و دیدگاهش در مورد روش نقد اجتماعی کاملا تغییر کرده است: «اگر بخواهم دوباره این کار را بکنم مطمئنم با یک شیوه دیگری این کار را انجام میدهم. با این همه همچنان این اعتقاد را دارم که ماهیت موسیقی لسآنجلسی منحرف است.»به او میگویم: وقتی از جامعه مردسالار گله داری و تمام بحث و حرفت همین هست که خانم ما مرد نیستیم روی ما خط بکش؛ چرا در کاری مثل «مطربان...» از دهها فحش و ناسزای ضد زن استفاده میکنی؟شاهین میگوید: «من موافق نیستم با فحش دادن و این کار را هم باید یک شوخی فرض کنیم. ولی وقتی شما میخواهید فحش بدهید به فلانی به قول فیلم "مارمولک" نمیگویید که سلام مرا به مادرت برسان. فحش میدهید. ما نسبت به خیلی چیزها تابو داریم.»با این همه او این کار را یک تابوشکنی نمیداند: «یک تجربه بود شاید فقط برای من. میخواستم امتحان کنم. ولی از آن دست امتحانهایی است که دوباره تکرارش نخواهم کرد.»امید در این زمینه میگوید: «هنرمندان، یک تکامل را دنبال میکنند و شاهین حالا به این مرحله رسیده است و میداند از شعر و آهنگ چه میخواهد.»شاهین نجفی معتقد است کار آخر آنها «ما مرد نیستیم» شاقول و میزانی شده برای کارهای بعدی گروه «تپش ۲۰۱۲»: «حالا دیگر حد و اندازه مخاطبان و همچنین اندازه خودمان را میدانیم. اندازه خودمان را میدانیم. من به تکنیک و روشی دست پیدا کردم که سعی کنم پنهانیتر مسائل را مطرح کنم و به هیچ عنوان در کارهای دیگرم فحش نخواهم داد.»